Tuesday, September 11

خواستم از تو ننویسم اما تو تمام منی

خواستم از تو ننویسم....تویی که تمام منی
خواستم از تو یادی نکنم....تو که ثانیه های خیال منی
خواستم این خانه گورستان غمهایم باشد....ولی آخر غمی جز نبودن تو ندارم
ورق می زنم اولین صفحه ی این دفتر را با یاد تو و عشقت که لانه کرده در تک تک نفسهایم.تو را کم دارم.تو را کم دارم و نفسهایم آغشته با نام توست
تویی که ندارمت
تویی که بی تو جهانی عاشق نمیشود

3 Comments:

Anonymous Anonymous said...

امشب ثانیه ها بوی تو میدهد

12:09 AM  
Anonymous Anonymous said...

سلام گلم
خوشحالم که می نویسی
مواظب خودت باش
شاد باشی

2:22 PM  
Anonymous Anonymous said...

salam be rahaye golam
khobi aziz jun?
chera nemiai on tarafa?
ghahri ba man
bia man apam zod bia khob
ghorbone to doste khobam
khosh hal misham

10:27 PM  

Post a Comment

<< Home






september 2007